ميان من و نجوايم با ستاره هاي شبگرد
بخت بلندي خوابيده بود بر پيشانيم
گونه به رطوبت خاك زاينده مي ساييدم
كه ناگهان وحي شدي به اعماق قلبم
***
دل دادم و تورا ستاندم
شدم پيام آور مهرباني
********
برگزيده شدم
با هاله اي درخشان در بوسه هايم
تا ترنج محجوب لبانت را بچينم
عطر ياس بهشت پيچيد
***
به رسالتم
آسمان گريست
شوقي به شكرگزاري بندگي من
***
عصايم بر زمين افتاد و خورشيدي روييد
در پس جنگل انبوه مژگانت
اعجاز حقانيت من شدي تو
بر آفرينش عشق
********
حالا دمادم ، آيه آيه در نفسهايم نازل مي شوي
من واژه نامه كامل عشقم
جاري در بستر عروق انديشه ات
ايمان بياور به سحر اين واژه ها
ايمان بياور به من
********
ايمان بياوربه خويش و خالق عشق را سجده كن
به فرمان آفرينشي كه بر تو امر مي كند
***
سجده كن كه پرهاي پروازت شكفته شود
كه آسمانت به زمين سجده كند
آنجا كه در برابرش زانو ميزني
به قدم گاه تو
جوشش چشمه اي ابدي خواهد بود
اگر خوشه هاي ايمان را از بوسه هايم بچيني
و عشق را
در قلبت
بيافريني